ختنه کردن امیرعلی عزیزم
امروز شنبه 13/7/92 امیرعلی عزیزم توسط خانم دکتر سهیلا پرتو ختنه شد.پسرکم به همراه بابایی،مادرجون و پدرجونش رفتن مطب خانم دکتر،من طاقت نداشتم بی تابی پسرم رو ببینم به همین خاطر همراهشون نرفتم. خانه موندم و برای پسرک عزیزم دعا کردم.حدود ساعت 7 عصر بود که برگشتن خانه، وقتی رسیدن پسرکم داشت گریه می کرد.انقدر گریش شدید بود که لب پایینش می لرزید.من هم پا به پاش گریه می کردم، دلم می خواست می تونستم آرومش کنم اما هیچ جوره آروم نمی شد.حتی شیر هم نمی خورد.بالاخره بعد از مدتی قدری آروم شد.شب اول شب سختی بود، هربار که عزیز دلم می خواست ... کنه کلی گریه می کرد. آخرشب قدری شیر خورد و بعد قطره استامینوفن که دکتر داده بود بهش دادیم و خوابید، اما نمی تونست راحت بخوابه و تا صبح کلی اذیت شد...
خدا رو شکر از روز بعد خیلی بهتر شد و بی قراریهاش کمتر شد.تا اینکه نیمه شب یکشنبه بعد از گذشت 9روز حلقش افتاد. عزیزدل مامان بهت تبریک می گم.
دوستت دارم شازده کوچولو...


ختنه کردن امیرعلی عزیزم
